درآمدی بر سبك شناسی شعر هورامي *
دوره خاندان اردلان -از دايه خزان سهرگهتي تا مولوي تاوهگُزي(5-14 ك.م)
عادل محمدپور
...................
چكيده:
شعر هورامي واجد ويژگيهاي منحصر به فرد خود است؛ با سبكهاي رايج فارسي و نيز شعر كُردي سوراني تفاوتهايي دارد. در اين مقاله منحصراً اختصاصات و شاخصهاي شعر هورامي كه در زمان اقتدار هفتصد سالهي «اردلان»ها زبان ادبي-ديواني بوده است، با ديد سبكشناسانه بحث و بررسي شده است.
کلیدواژەها:
اردلان، زبان و شعر هورامي، سبك شناسي، شاعران مشهور، سطح فكري، سطح زباني، سطح ادبي و...
مقدمه:
خاندان «اردلان» بي گمان يكي از بزرگترين امراي محلي كُردستان بوده كه بيشتر از هفت قرن متوالي در اين ديار حكومت ميكردهاند. اساس شكلگيري تاريخي آنان را بايد دوره مروانيان(احمد بن مروان) در اواخر سده پنجم هجري قمري دانست كه «بابا اردلان» از نوادگان آنان از ترس تعدي ابن جهير(جحير؟) وزير بغداد آنجا را ترك و به ميان «گوران»ها آمد و مؤسس اين خاندان شد[1]. زبان هورامي چند سده پيشتر از «خاندان اردلان» نشانههايي از حيات متداوم و صيرورت زماني داشت، اما در زمان آنان به شيوه رسمي مطرح و به عنوان زبان «ادبي- ديواني» اهميت ويژه پيدا كرد. لاجرم با چنين ظرفيتهايي ميزيبد با متدولوژي خاص خود، تحليل و بررسي شود. با ويژگيهاي منحصر به فردي كه دارد و نيز عليرغم اشتراكات تاريخي با زبان فارسي و ديگر گويشهاي كُردي؛ دورهبندي نمودن آن بر اساس سبكهاي رايج «دورهاي-جغرافيايي» شعر فارسيِ(خراساني، عراقي، هندي، بازگشت و ...) به لحاظ روششناسي چندان مناسب به نظر نميرسد. اين سبكها هر كدام محصول تعامل مراكز ادبي دربارها و برآيند شرائط و اوضاع سياسي، اجتماعي و ادبيِ زمان و مكان خود بودهاند. خراساني در مشرق و عراقي در مركز ايران در چنين فضايي به نشو و نما پرداخته و شاعراني مثل رودكي، فردوسي، عنصري، سعدي، حافظ و ... در آنها به رشد و بالندگي رسيدهاند...
اين وبلاگ مستقلاً در راستاي خدمت به «زبان، فرهنگ، ادبيات و روزنامه نگاري كُردي»، نيز «تنوير افكار و غنابخشي و فرهمندي سرمايه انساني» و غايتاً انديشهورزيِ «خود منتشر» فعاليت ميكند.